ایژا نَو ۲۰۲۱

نمایشگاه گروهی
۲۹ مهر  —  ۲ آبان، ۱۴۰۰
Art Fair

در گذشته میان ملاحان سواحل جنوبی ایران معمول بود که به هنگام خطر مشعلی روشن کنند برای طلب امداد که آن را «نور رستگاری» می‌­گفتند. امروز در همان سواحل درباره کشتی و قایقی که در حال غرق شدن است می‌­گویند: «در این کشتی نور رستگاری است». هنرمندان این نمایش و هم­‌نسلان­شان هم می‌­دانند در پی غرق شدن و به قهقرا رفتن، خلاصی و رهایی­‌ای هست. تلاش می­‌کنند به جای انتظار برای منجی، در پی رستگاری شنا کنند و برای نوزایی رابطه خود با جهان پرتلاطم اطراف برای تعریف خود به دنبال بازشناخت نسبت­شان با جهان پیرامون از طریق ارتباطشان با تکنولوژی، طبیعت و سیاست باشند؛ آن­چه که رابطه­‌ی انسان ایرانی را با «دیگری» تعریف می­‌کند و بر آن اساس هویتی التقاطی-الصاقی برای او جفت و جور می­‌کند.

فعالیت هنری ارائه شده این هفت هنرمند، گویی برآیندی از زندگی و تجربه نسل متولدان بعد از انقلاب و جنگ ایران است؛ دورانی رالتهاب در خاورمیانه که کوچک­ترین تصمیم یا برنامه­‌ریزی حتی برای زندگی روزمره جز به تحمیل شرایط دشوار اطراف محال به نظر می‌رسد. هر هنرمند تمثیلی است ساده و آشنا از نسلی که اگرچه دغدغه­‌ها و دلواپسی­‌هایشان مشترک و برآمده از جغرافیای عقیم‌شده‌­شان است، نوع رفتار با مدیوم، داستان­‌سرایی­ و برداشت‌شان از امر واقع متفاوت و گسترده است.

سارا عباسیان با ابتدایی­‌ترین وسایل خلق تجسمی یعنی مداد و کاغذ قصه‌­گوی خشونت بی­پایان انسان با خود و طبیعت اطرافش است. طراحی­‌های انسانی-حیوانی او در «اپیدمی» همانند پیشگویی شومی است که «خوشه ۵» ترسیم دقیقی آز آن پیشگویی به‌حقیقت­‌پیوسته است. او مانند یک واسط مردگان تلنبار­شده را به دنیای زندگان احضار و آن­ها را به تصویر می­‌کشد، تصویری دلخراش و کابوس­‌مانند که گویی تلنگری است برای بازیافتن خود در نسبت با طبیعتی که بعد از هزاران سال پرستاری از ما چیزی جز فاجعه و خرابی عایدش نشده است.

آثار امیرنصر کم‌گویان حالتی از یگانگی و وحدت میان فرم‌های متضاد در کیهان است که مرز را میان وجود و عدم، آلی و غیرآلی، خواب و بیداری و یاد و نسیان «ناتعریف» می‌کند. او با ریزبینی در پیرامون و ابزارها و گیاهان، یکپارچگی را در عین تصادف‌گونگی به تصویر می‌کشد و آدم‌های مکانیکی را در تقارنی نامتقارن در میان انبوه گیاهان و پرندگان و موجودات ریز و درشت می‌نشاند.  این آثار در ادامه‌ی مجموعه‌های پیشین او، مسیری بی‌زمان و بی‌مکان پیش گرفته، نه ردی از حال دارد و نه متعلق به گذشته و آینده است.

ساسان ابری هنرمندی است دلبسته به خاطرات. او با شیوه‌­ی چاپ عکس خاص خود مانند انسانی که در جزیره­‌ای دورافتاده منتظر رهایی است با خط انداختن روی مقوا روزها را می­‌شمارد و وقایع را آن­طور که به یاد می­‌آورد بازسازی می­‌کند. او که اخیرا با غم از دست دادن به طرز تلخی آشنا شده و خود با مرگ دست و پنجه نرم کرده است، در مجموعه­‌ی «مجال» با بازخلق عکس‌­های قدیمی رفتگان را برای گفت‌­وگو و صرف شام آخر به دنیای ما دعوت می­‌کند.

در کار مجید بیگلری پنهان کردن رمزگان تصویری و تزریق تدریجی پرسش­‌های بنیادی به ذهن مخاطب به محو شدن مرز حقیقت و واقعیت ختم می­‌شود. مخاطب در روند پرسشگری در «دوده، مه، خاک» با هنرمند همراه می­‌شود، آیا با مهاجرت می­‌توان نسبتی واقعی میان خود و سرزمین رویایی در ذهن یافت یا آیا می­‌توان با ترک جغرافیا ردپای چرکین آن را از روح پاک کرد؟ او هم مانند نسلش که از تکه­‌پاره­‌های وقایع برای خودشان خاطره جمع ­می­‌کنند با تکه‌­چسبانی و اسمبلاژ متریال بازیافت‌ه­اش، جنگ، تکنولوژی و سرنوشت منحوسی که نفت برای خاورمیانه رقم زده‌­است را بازبینی می­‌کند.

آثار الیکا هدایت تصویری وهم‌­ناک از آینده‌­ای تاریک و حتمی است که انتظار ما را می‌­کشد. بهشتی موعود یا جهنمی درست همین­‌جا، برزخی تجربه­‌شده یا شاید اکنونی در حال وقوع که نیازی به انتظار ندارد. در جهان سوررئال و معلق او پاسخی برای این دوراهی یافت نمی‌­شود. او در تصاویر گروتسک خود با جست‌­وجو در رابطه­‌ی بدن با سیاست و ایدئولوژی سعی می­‌کند راه­کاری برای رهایی از ویرانشهر درونی­‌اش پیدا کند.

آریا تابندهپور همواره در فعالیت هنری­‌اش با کاوش در رابطه­‌ی آشفته­٬ی انسان، طبیعت و تکنولوژی به دنبال معنایی برای خود بوده است. با به کارگیری کدها و دستگاه پولاریزیسیون، چیرگی ماشین بر تمام وجوه زندگی انسان و در بخشی دیگر با استفاده از دستگاهی مخاطب­‌محور رابطه­‌ی ابدی بازگشت انسان به طبیعت و تولد دوباره‌­اش از آن را بررسی می­‌کند. شاید جوابی قطعی برای پرسش‌­هایش پیدا نکند اما می­‌یابد انسانی که حالا تکنولوژی مانند مسکنی برای دردهایش عمل می­‌کند، درمانی جز طبیعت ندارد.

مانند یک روانکاو و هم­‌زمان یک دانشمند علم اعصاب، علی فی خاطرات و محتویات ذهنش را کنکاش می­‌کند و جنب و جوش درونی­‌اش را در ظرف تصاویری آبستره می‌­ریزد. او نیز مانند پنج هنرمند دیگر مدام امر واقع، تجربیات و خاطرات را مورد پرسش قرار می­‌دهد. رابطه‌ی تغییر زیستگاه، تاثیرش بر ذهن و روح آدمی و شکل­‌گیری خاطرات جدید در نسبت با این تغییر را در کدهای تصویری که همانند نوارمغز عمل می‌­کنند ترسیم می­‌کند.

این پروژه برآیند پرسش‌­هاست و نه پاسخ­‌های قطعی. جست­‌وجوی راهی برای روبرو شدن با دوراهی­‌هاست. این هفت هنرمند و کشتی­‌شکستگان هم‌­نشلشان به جزیره­ا‌ی دوردست رسیده‌­اند که دیگر در آن منتظر کشتی نجات نشستن یا جمع کردن آذوقه برای بقا معنایی ندارد. آن­‌ها نه با خوش­‌بینی و نه بدبینی به انزوای آتلیه پناه می­‌برند و هنگام خلق هنری در جستجوی آرامشی رهایی­‌بخش و شاید به دنبال رستگاری­ ابدی قبل از غرق شدن هستند!

 

مجموعه‌ها